ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
92
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
انگشت شصت باشد . و مانند كمك گرفتن بعضى كاهنان از رقصيدن و كف زدن و به توهّم افكندن اراده هاى قوّى و ترساندن از جنّ هر گاه ديگران را به سخن وا مىدارند اگر چه وقتى كاهنان آن را به كار مىبرند كار نيروها بدان مختل و تباه مىشود و در نتيجه به تعطيل شدن قوا مىانجامد از اين رو از سوى دانشمندان كهانت پسنديده نمىباشد . و خدا عهده دار توفيق است . بحث دوّم در اين است كه نفوس انسانى مىتواند عادتها را بشكند و كار خلاف عادت انجام دهد بر كسى كه خداى او را به نيروى عقلانى كه سرى از اسرار ذات اوست مخصوص گردانيده و شايستهء دريافت انوار ( 1 ) خود ساخته لازم است كه سر زدن كارهايى را از كسانى كه به درجهء شناخت كامل رسيدهاند و ديگران عاجزند مانند آن را بياورند دور نشمارد . نمونهء آن خوددارى كردن از غذا براى مدّت زمان درازى است كه ديگر افراد بشر از انجام آن ناتوانند و مانند به حركت در آوردن يا جنبشى كه بيرون از توان نظير خودش مىباشد چنان كه مشاهده مىشود طوفانها و زمين لرزه ها به درخواست آنان روى مىدهد يا نازل شدن كيفرها و در زمين فرو رفتن شهرهايى كه عذاب الهى در بارهء آنان تحقّق يافته است ( 2 ) و خواستن شفاى بيماران و طلب آب براى تشنگان و اطاعت چهار پايان و غير آن زيرا اگر توجّه شود كارهاى ياد شده را در طبيعت ممكن مىيابد و ما به دليل امكان آنها اشاره مىكنيم . امّا خوددارى از خوراك در وقتى كه عوارض شگفتى بر ما عارض شود ممكن است بلكه قطعا وجود دارد . اين عوارض يا مربوط به بدن است مانند بيماريهاى سخت و يا مربوط به روح است
--> ( 1 ) بايد بدانى كه شارح ( ره ) نظير آنچه اين جا آورده است در مقدّمه شرح نهج البلاغة در قاعدهء سوم بيان كرده است . آن قاعده در توضيح اين مطلب است كه على ( ع ) همهء فضيلتهاى انسانى را دارا بوده بطورى كه مىشود گفت اين قاعدهء سوم نسبت به مطالبى كه اين مباحث در بر دارد ، به منزلهء نسخه اى از كتاب صد كلمه است و ما در تصحيح كتاب از قاعده سوّم مقدّمه شرح نهج البلاغه استفاده كردهايم جز اين كه به موارد اختلافى اشاره اى ننموديم چون اين كار محتاج زمان بسيار و فرصت زيادى بود كه مناسب كار ما نبود . هر كه مىخواهد به آن اطلاع پيدا كند به همان كتاب رجوع كند « مقدمه شرح نهج البلاغه - قاعدهء 3 صفحات 35 - 30 » . ( 2 ) اين جمله از آيهء 25 سورهء فصلَّت اقتباس شده ، اينك قسمتى از آيه كه مورد نظر است مىآوريم : * ( وَقَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ) * : به سبب اين وضع اسف بار فرمان عذاب الهى در بارهء آنان تحقق يافت و به سرنوشت اقوام گمراهى كه قبل از آنها بودند گرفتار شدند . تفسير نمونه ، صفحهء 362 جلد بيستم .